سپاس گزارم سپاس گزارم سپاس گزارم
سلام به همه دوستان خوبم ..........آذر ماه هم اومد و هوا داره سرد میشه و چشم روی هم بذاریم زمستون هم رسیده .. تقریبا سه ماهی میشه که ننوشتم توی این مدت اتفاق های خوبی خدا رو شکر افتاده و انتقالی بابا مهدی به شهر مون درست شد (به همه خوندن کتاب معجزه شکر گزاری و نامه به فرشتگان رو توصیه می کنم ). مدرسه هم خیلی خوبه و امسال هم مامان مریم زحمت نگهداری نون خامه ای منو می کشه......توی این مدت آرین جون رو به تماشای سیرک آفتاب که برای چند روزی مهمون شهرمون بودن بردیم و برای یه مدت آرین جون نقش شیر و خرس و مار و مرد آتش خوار و شعبده باز و پهلون اسماعیل رو بازی میکرد ....شهریور ماه همراه خاله ها رفتیم لاهیجان و آرین طلایی من با دیدن مدرسه موش ها روی پرده سینما از خوشحالیش نمی دونست چیکار کنه که همگی رفتیم سینما و به آرین خیلی خوش گذشت ...این سری که رفتیم خونه عمه مهسا رفتیم پازک ارم و باغ وحش ارم که کلا مهمون مامان مریم بودیم و یه روز و شب خاطر ه انگیز برای پسرم شد ...پسرم عاشق کار دستی درست کردن شده و از سایت کودک سیتی کار دستی مورد علاقه اش رو انتخاب میکنه .. یه جعبه بزرگ از سی دی های مورد علاقه اش درست کرده و هر شب سفارش دانلود یه کارتن جدید رو به بابایی میده.... بابا مهدی براش گیرنده دیجیتال گرفته و از صبح تا شب صدای شبکه پویا خونه ما پخش میشه هههههههههههههههههههههههه ..محرم امسال مامان مریم برای پسرم طبل خریدو ناز من با دست های کوچکش همراه بابا مهذی در دستجات عزاداری شرکت کرد ..........الان هم هوا توی شهر ما خیلی سرده و برای بازی آرین جون رو خونه بازی و شهر بازی میبریم ....راستی دوباره از همین جا تولد پانیذ کوچولو دختر خاله پروین دوباره تبریک میگم و یه خبر خوش دیگه این که یه نی نی اومده تو دل خاله سپیده ..... که اردیبهشت میاد بغلش ....پ.ن1 وقتی رفته بودیم پارک ارم دوربین خوشجلم از دست بابا مهدی افتاذ تو سرویس بهداشتی هههههههههههههو خراب شده و متاسفانه نمیتونم براتون عکس بذارم ..پ.ن2 بار اول که نوشتم برای این پست خیلی مطلب نوشته بودم و از اونجایی که ذخیره چکنویس رو فعال نکرده بودم یه دفعه همه چی پرید و من با این دست دردم نتونستم با جزییات بنویسم .......... دوستان دارم مراقب خودتون باشید


سپاس گزارم سپاس گزارم سپاس گزارم 
