بدنیا آمدن آرین
من در اول تیر ماه ساعت 1.5 بعد از ظهر بستری شدم بابایی و خاله پریسا همراهم بودن تو عزیزم ساعت هفت عصر بدنیا اومدی لحظه تولدت رو فکر نکنم بتونم توصیف کنم وقتی گریه کردی من هم همراهت گریه می کردم و عاشقانه صدات میکردم هر روز به اون لحظه فکر می کنم و بیشتر عاشقت میشم پسر طلای من تو در بیمارستان امدادی بدنیا اومدی و اسم مامایی که تو رو بدنیا اورد خانم نیتی بود خانم خیلی خوبی بود خدارو هزار هزار بار شکر زایمان خوبی داشتم بابا مهدی هم تمام این مدت پشت در اتاق زایمان بوده و برای سلامتیمون قران می خونده دوستت دارم مهربانم همه کسانیکه دوستمون دارن تو بیمارستان منتظر تولدت بودن و اونقدراز خوشحالی اونجارو شلوغ کرده بودن که...
نویسنده :
مامان نی نی
13:48



